المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

66

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

كرده است و فرموده كه : * ( إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * ( زمر - 10 ) ، و نيز فرموده است كه : * ( وَالله يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ) * ( آل عمران - 146 ) ، امّا حقّ آن است كه هر صابر ، شاكر است و هر شاكر ، صابر ، چرا كه معنى شكر ، تعظيم منعم است و بازداشتن نفس از عصيان منعم . پس شاكر از آن حيثيّت كه تعظيم منعم كرده است ، شاكر است و از آن حيثيّت كه منع نفس كرده است از عصيان ، و خلاف رضاى او به عمل نياورده است ، صابر است . از اينجا رسيد كه هر شاكر ، صابر است . امّا بيان عكس كه هر صابر ، شاكر است ، آن است كه صبر نمىباشد مگر در برابر محنتى ، و هر محنت چنان كه مذكور شد ، يا نفس نعمت است يا متضمّن نعمت و در برابر نعمت ، شكر لازم . پس بنا بر اين هر صابر ، شاكر باشد و از اين تحقيق ، جواب خلاف اوّل هم ظاهر شد ، چرا كه هر گاه هر شاكر ، صابر باشد و هر صابر ، شاكر و هيچيك از هم جدا نباشند ، پس نزاع ميان فريقين نيست مگر لفظى ، نه معنوى . و تمام الشّكر اعتراف لسان السّرّ خاضعا لله تعالى ، بالعجز عن بلوغ ادنى شكره ، لانّ التّوفيق للشّكر نعمة حادثة ، يجب الشّكر عليها ، و هي اعظم قدرا و اعز وجودا من النّعمة الَّتي من أجلها وفّقت له ، فيلزمك على كلّ شكر شكر اعظم منه ، الى ما لا نهاية له . مىفرمايد كه : فرد كامل شكر ، اعتراف كردن است از روى عجز و انكسار ، به عاجز بودن خود از رسيدن به كمترين پايه‌اى از مراتب شكر ، و به مقتضاى : « العجز عن درك الادراك ادراك » ، اظهار عجز خود كردن و از روى عجز و نياز ، به جناب او ناليدن و عرض كردن كه : خداوندا ، مرا قدرت و توانايى كمترين پايهء شكر تو نيست و قدرت اداى شكر يك نعمت تو ندارم ، چه جاى بيشتر . چرا كه در اداى شكر يك نعمت از نعمتهاى تو ، محتاجم به توفيق دادن تو مرا بر اداى آن شكر ، و آن توفيق هم ، نعمتى است از جانب تو به من ، به ازاى او هم شكرى لازم ، و همچنين . و توقّع از جناب تو ، آن است كه فراخور حوصله و قدرت ما ، با ما